بسته شدن تنگه، جریان انرژی جهانی را مختل کرده و فشار اقتصادی و لجستیکی شدیدی را بر کشورهای متجاوز وارد می‌کند

تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان، همواره در کانون توجهات ژئوپلیتیک قرار داشته است. در تحلیل سناریوهایی که شامل تنش‌های نظامی با قدرت‌های جهانی می‌شود، بسته شدن این تنگه به عنوان یک اهرم بازدارنده قوی در نظر گرفته می‌شود.

دلایل بسته شدن تنگه در شرایط بحران و نقش بازدارندگی

در صورت وقوع حمله نظامی از سوی ائتلاف‌های خارجی، بسته کردن تنگه هرمز می‌تواند به عنوان یک اقدام استراتژیک برای ایجاد تعادل در میدان نبرد عمل کند. این اقدام اهداف زیر را دنبال می‌کند:

ایجاد هزینه سنگین برای مهاجم: بسته شدن تنگه، جریان انرژی جهانی را مختل کرده و فشار اقتصادی و لجستیکی شدیدی را بر کشورهای متجاوز وارد می‌کند.
بازدارندگی بین‌المللی: جامعه جهانی که به ثبات انرژی وابسته است، با دیدن چنین اقدامی، احتمال مداخله مستقیم نظامی را به شدت کاهش می‌دهد، زیرا هزینه‌های جنگ برای همه طرفین غیرقابل تحمل می‌شود.
افزایش قدرت چانه‌زنی: این اقدام ایران را در موقعیت مذاکره قرار می‌دهد و به آن اجازه می‌دهد تا خواسته‌های خود را با اهرم فشار قوی‌تری مطرح کند.
هشدار به متحدان منطقه‌ای: این حرکت پیامی روشن به سایر بازیگران منطقه‌ای دارد که هرگونه همکاری با مهاجمان، منجر به اختلال در امنیت انرژی خودشان خواهد شد.
تغییر معادلات جنگ: با قطع دسترسی به انرژی، تمرکز جنگ از یک نبرد نظامی صرف به یک بحران جهانی تبدیل می‌شود که نیازمند دیپلماسی فوری است.

چرا ایران پیش از این تنگه را نبسته است؟

تاریخ نشان می‌دهد که ایران در طول دهه‌های گذشته، علیرغم تنش‌های متعدد، اقدام به بستن تنگه هرمز نکرده است. این تصمیم هوشمندانه ریشه در ملاحظات استراتژیک و امنیتی دارد:

جلوگیری از جنگ تمام‌عیار: در گذشته، اگر ایران تنگه را می‌بست، کشورهای قدرتمند جهانی (مانند آمریکا و متحدانش) می‌توانستند با هر بهانه‌ای و بدون نیاز به دلیل منطقی، وارد جنگی تمام‌عیار علیه ایران شوند.
توازن قوا: در آن زمان، فاصله قدرت نظامی بین ایران و ائتلاف‌های غربی بسیار زیاد بود و ایران نمی‌توانست تضمین کند که پس از بستن تنگه، توانایی دفاع از تمام مرزهای خود را در برابر حمله گسترده حفظ می‌کند.
پیامدهای انسانی و اقتصادی: بسته شدن تنگه باعث فروپاشی اقتصادی ایران و رنج شدید مردم می‌شد، در حالی که ممکن بود منجر به نابودی زیرساخت‌های حیاتی کشور نیز بشود.
عدم اجماع جهانی: جامعه جهانی در آن زمان ممکن بود با بسته شدن تنگه، ایران را به عنوان یک تهدید جهانی معرفی کند و هرگونه حمایت دیپلماتیک را از آن سلب نماید.
اولویت حفظ حاکمیت: استراتژی ایران همواره بر حفظ حاکمیت ملی و جلوگیری از نابودی کشور متمرکز بوده است، نه ایجاد بحران‌هایی که می‌توانست منجر به فروپاشی کامل شود.

این رویکرد نشان‌دهنده بلوغ استراتژیک ایران در مدیریت بحران‌های پیچیده بین‌المللی است.

  • نویسنده : مرتضی مقاتلی